شبکه افق - 8 شهریور 1403

"علم"، "قدرت" و دفاع "تمدن‌ساز" ("تهدید"ها "فرصت"اند)

نشست ("تمدن اسلامی"، مادر "صنایع دفاعی و سلاح مدرن") _ ۱۳۹۳

برخی اخبار که منتشر می‌شود، با خود می‌گویم اگر در فلان عملیات، این سلاح و این تجهیزات بود، چه می‌شد؟ این‌طور راحت با برخی سلاح‌های فعلی، تانک و هلیکوپتر را مورد هدف قرار داد و دهانه آتش دشمن را شناسایی و از راه دور منهدم کرد. تک‌تیرانداز، وقتی به یاد می‌آورم عملیات‌هایی را که با چه سختی، برای هر متر، چه هزینه‌ای می‌کردیم و می‌کردید و کم نبودند عملیات‌هایی که با سلاح سبک انفرادی، می‌بایست با تجهیزات دشمن، تن به تانک و تن به هلیکوپتر می‌جنگیدیم. گاهی، حسرت می‌خورم در ذهنم می‌آمد که اش این پیشرفت‌ها، آن زمان بود و این سلاح‌ها در اختیار بچه‌ها بود. حداقل این موبایل‌هایی که فیلم‌برداری می‌کند و هر شخصی یک دوربین فیلم‌برداری شخصی دارد. کاش بود و صحنه‌هایی را که در عملیات‌های مختلف پیش می‌آمد، می‌شد حداقل آن صحنه‌ها را ثبت کرد که در تاریخ جنگ‌های شرق و غرب، برخی از آن‌ها واقعاً بی‌نظیر است و اگر می‌ماند، بهترین فیلم‌های مستند و آموزشی تاریخ و همچنین بزرگ‌ترین منشأ تحولات می‌شد صحنه‌هایی را که در میانه درگیری پیش می‌آمد، می‌شد ثبت کرد که خب غالباً دوربین‌ها آنجا نبودند. آن‌چه که اکنون از فیلم‌های جنگی مانده یک میلیونم فضای جنگ هم واقعاً نیست کم هستند فیلم‌های مستندی که در خود خط و درگیری بودند، اغلب یا قبل از عملیات یا بعد از عملیات یا از دور، آتش معرکه نبود حتی امکان آن طبیعتاً نبود. در جنگ‌های رسمی دنیا، ابتدا، توپخانه آتش می‌ریزد، هواپیما می‌رود و بمباران می‌کند. سپس، تانک و نفربر، زرهی، جلو راه می‌افتد. بعد نیروی پیاده می‌رفت. در جنگ‌های ما برعکس بود. در ۷ یا ۸ عملیات بودم، هیچ عملیاتی به یاد نمی‌آورم که تانک، جلوتر از ما حرکت کرده باشد. در ۴ عملیات، مجبور شدم در بقیه عملیات‌ها هم شهید شدم! ما که چنین چیزی ندیدیم، برعکس بود. یعنی رزمندگان نیروی پیاده، می‌رفتند، خط را می‌شکستند. وقتی که گاهی حسرت این تجهیزات و پیشرفت‌های امروزی را می‌خورم، با خود بگویم که از یک سر قضیه دیگر نگاه کنم. همان موقع، ارتش عراق، بسیاری از این تجهیزات را داشت، ما نداشتیم. همه از همه جهت به او تجهیزات پیشرفته می‌دادند. ولی چگونه می‌شد که آن‌ها مدام عقب می‌رفتند؟ و حتی ما در جایی هم اگر ضربه نظامی می‌خوردیم، احساس شکست نمی‌کردیم. اسم آن را هم شکست نمی‌گذاشتیم. عدم الفتح می‌گذاشتیم. این، برمی‌گردد به مسئله ایدئولوژی یک نبرد. مکتب یک جهاد. جمع هر دو، طبیعتاً بهتر است و حالا اگر اکنون به ذهنم می‌آید که اگر ما را مخیر کنند، این تجهیزات فعلی را داشته باشیم و پیشرفته‌تر از این‌ها، اما آن رزمندگان را نداشته باشیم، شکست می‌خوریم. اگر این تجهیزات، از این موشک‌ها، از این لیزرها، ماهواره‌ها، از همه این صنایع الکترونیک، هزار برابر پیشرفته‌تر، اصلاً همانی باشد که همه آرزوی آن را دارند. باشد ولی دیگر آن بچه‌ها نباشند. آن نگاه نباشد که وقتی می‌گوید داریم می‌رویم که برنگردیم. به نظرم، هیچ‌کدام از این‌ها دیگر به درد نمی‌خورد. بزرگ‌ترین قدرت‌های جهانی، با این تجهیزات، شکست خوردند و سقوط کردند و انقلاب‌ها، بدون هیچ تجهیزاتی پیروز شده‌اند. این یک مسئله است و معنی‌اش البته این نیست که کاری نباید بشود. جمع این دوتاست که واقعاً معجزه می‌کند.

نکته اول عرایضم، یک سند تاریخی، خدمت شما می‌خوانم که صنایع نظامی و دفاعی و صنعتی اساساً از تمدن مسلمین آغاز شد. یعنی اولین آتش‌بارهای توپخانه‌ای در ارتش مسلمانان تولید شده است. برخی می‌اندیشند این‌ها سلاح‌های غربی و اروپایی است و مثلاً حول و حوش جنگ اول جهانی و کمی که عقب‌تر و کمی بعدتر، این‌ها به جاهای دیگر دنیا صادر شده است. این‌طور نیست. یک سند تاریخی برایتان عرض می‌کنم. نویسنده آن "سِر دوجویین ویل" است، در قرن ۱۳ میلادی این را نوشته است. مورخ اروپایی است که در این قرن، نوشته است. خودش افسر ارتش‌های جنگ‌های صلیبی است، یک افسر ارتش اروپایی صلیبی است که دارد با ارتش مسلمانان می‌جنگد. می‌گوید ما با شمشیر و نیزه و حداکثر منجنیق با سنگ می‌جنگیدیم. این یکی از اولین گزارش‌هایی که این‌ها می‌گویند مسلمانان، ارتش مسلمانان، در جنگ‌های صلیبی، یک سلاحی دارند، می‌زنند که اصلاً ما تاکنون نه دیده‌ایم، نه شنیده‌ایم. من عین عبارت او را می‌خوانم. می‌گوید که در خط درگیری با نیروهای مسلمانان بودیم. می‌دانید ارتش‌های انگلیس، فرانسه، آلمان، این‌ها، عمدتاً جنگ‌های صلیبی را رهبری می‌کردند. یک دوره‌ای هم اسپانیا و پرتغال، بقیه، پیرو این‌ها بودند و این جنگ‌های صلیبی در یکی از این جنگ‌ها مثلاً پادشاه انگلیس اسیر مسلمانان شده است که یک عالمه فدیه و پول داده‌اند تا آزاد شد. در یک عملیات، پادشاه فرانسه، لویی نهم، اسیر مسلمانان شده است. در تمام جنگ‌های صلیبی مسلمان‌ها پیروز شده‌اند. غیر از آن اولی که غافلگیرانه آمدند و قدس را گرفتند، بقیه، همه جنگ‌های صلیبی، مسلمین پیروز شده‌اند. حالا این گزارش را ببینید، چون بحث صنایع دفاعی است. دقت کنید، قرن سیزدهم میلادی که الان، بیست و یکم میلادی است یعنی ۷۰۰- ۸۰۰ سال پیش. هفت- هشت قرن پیش. می‌گوید فرمانده این بخش از لشکرهای یاگانه‌ها یا نیروهای صلیبی، یک فرمانده فرانسوی بود. از دور مشاهده کردیم که مسلمین آتش بر سر و روی ما می‌ریزند. به فرمانده گفتیم فرمانده گفت من تا حالا همچین چیزی ندیده‌ام. نمی‌دانم چیست. اصلاً اینها را مسلمان‌ها دارند می‌ریزند یا یک بلای آسمانی است؟ گفتند نه آقا، اگر بلای آسمانی هم است دارد از آن طرف می‌آید. فرمانده فرانسوی، وقتی این صحنه را دید که مسلمانان در حال شلیک آتش هستند، با وحشت اعلام کرد ما قطعاً شکست خواهیم خورد، چون وقتی با شمشیر با هم می‌جنگیم ما عقب‌نشینی می‌کنیم. حالا که این سلاح جدید هم که اینها آورده‌اند، شکست ما قطعی است. به فکر عقب‌نشینی باشید که کمتر کشته و اسیر بدهیم. می‌گوید دستور داد عقب‌نشینی را سریع شروع کنند. گفته می‌شد آتش، در دیکچه‌های عربی بود و با پرتابه‌های بزرگ و کمان‌های بسیار عظیم، شلیک می‌شد. مورخ اروپایی، جوین ویل می‌گوید این وسیله را بعدها که دیدیم و گزارش آورده‌اند مثل بشکه بزرگی بود. دم بلند مانند نیزه بزرگی داشت. صدایی که ایجاد می‌کرد شبیه رعد و تندر بود. صدایش به قدر کافی ترسناک بود. مانند اژدهای آتشین بزرگی در هوا پرواز می‌کرد و از نوری که گلوله‌هایش تولید می‌کردند هوا، شب، مثل روز، کاملاً روشن می‌شد، به حدی که ما داخل اردوگاه خودمان را به وضوح می‌دیدیم. وقتی گلوله سقوط می‌کرد، درون اردوگاه ما منفجر می‌شد. از آن، مایعی جاری می‌شد و در پی آن، رودخانه‌هایی از آتش در اردوگاه ما به جریان می‌افتاد و نیروهای و خیمه‌های ما را منهدم می‌کرد. این مورخ قرن هفت - هشتم ۷۰۰، ۸۰۰ سال قبل. می‌گوید ما اولین بار، در جنگ‌ها سلاح آتشین را و اولین توپخانه‌ها را ما اینجا دیدیم که مسلمین شلیک می‌کنند.

مورد بعدی، دوتا انگلیسی از یک جنگ دیگری گزارش کرده‌اند که می‌گوید وقتی که آتش‌باری شروع شد، سربازان ما ترسیدند گفتند خدایان آمده‌اند. خدا آمده است. بعضی‌ها گفتند شیاطین آمده‌اند. بعضی‌ها ترسیدند، روی خاک به کرنش در برابر این آتش‌ها افتادند و اکثراً هم در رفتند و جبهه را خالی کردند و می‌گویند اولین بار در قرن چهاردهم، در یکی از این نبردها، ما در یک جبهه‌ای پیشروی کردیم و دوتا از این سلاح‌های آتش‌بار مسلمان‌ها را ما غنیمت گرفتیم و برگشتیم، روی آن مهندسی معکوس انجام دادیم. می‌گوید ما آن وسیله و ابزار توپخانه مسلمان‌ها را که برای اولین بار در اردوگاه خودمان می‌دیدیم، گفتیم ببینیم این چیست، شروع کردیم کپی زدن از روی توپ مسلمان‌ها، و این‌جوری بود که در قرن هفت میلادی، سال ۶۷۳، قرن هفت میلادی یک معمار سوری به نام "کالینیکوس" به روم شرقی پناهنده شد. چهل سال از تأسیس حکومت مسلمین در سوریه گذشته بود و هنوز قسطنطنیه کنستانتین همین استانبول روم شرقی در اختیار امپراتوری و بیزانس بود. کالینیکوس، یک غیرمسلمانی بود که در ارتش مسلمان‌ها، کارهای مهندسی می‌کرده است. این، یک کپی از آتش‌بارهای مسلمان‌ها را، اسرارش را، طرز تهیه‌اش را، جاسوسی نظامی و تسلیحاتی، به اصطلاح جاسوسی تکنولوژی نظامی می‌کرده، و می‌گوید به نظر می‌رسد که کسی که این تکنولوژی را به ارتش روم شرقی و اروپا انتقال داد، یک احتمال هم این است که اود ر سال ۶۷۳ میلادی فرار می‌کند و به ارتش روم و به امپراتوری‌های اروپایی پناهنده می‌شود. آن اطلاعات سری مربوط به مواد آتش‌زای جدید را و نقاشی سلاح‌های آتش‌بار مسلمان‌ها را می‌کشد و با نمونه‌ای از مواد آتش‌زا، فرار می‌کند و اینها را پیش امپراتوری بیزانس می‌برد که آقا یک چیز فروشی آورده‌ام! معامله می‌کنم، خلاصه یک جاسوسی می‌کند و می‌گوید یک پول کلان بدهید تا من این‌هارا بدهم. سر یکی از سلاح‌های مسلمان‌ها را که هنوز شما جنگ را شروع نکرده‌اید، جبهه شما را متلاشی می‌کنند. یکی‌اش این است. حالا غیر از اینکه ایمان‌شان از شماها بیشتر است، سلاح‌هایشان هم از شما قوی‌تر است، هی دارند پیشروی می‌کنند. شما دارید فرار می‌کنید. می‌گوید این باعث شد که امپراتوری بیزانس، به کمک این سلاح‌ها بود که توانست چند قرن دیگر در برابر مسلمانان دفاع کند و بیزانس سقوط نکند. با کمک تکنولوژی نظامی و صنایع دفاعی که از مسلمان‌ها جاسوسی کرده‌اند و اقوام وحشی اسلاو هم که از غرب اروپا و شمال اروپا حمله می‌کردند، آنها را هم با همین سلاح می‌زدند. مسلمان‌ها هم که بارها تا کنار دیگر شهر قسطنطنیه، بیزانس، آمدند، با همین سلاح‌های خودشان، ما آتش می‌ریختیم که اینها نیایند و الا اگر این سلاح را نداشتیم، قطعاً زودتر می‌گرفتند و این ماند تا زمان عثمانی‌ها که بعد، عثمانی‌ها آمدند و با شعار اسلامی، بیزانس سقوط کرد و گرفتند و دیگر در عمق اروپا رفتند که می‌دانید بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال، شرق اروپا، کلاً در اختیار عثمانی‌ها بود. یعنی همین یونان، ۳۵۰ سال، حکومت مسلمان‌ها بود. اتریش، همین‌طور. مسلمان‌ها تا وین و تا اتریش رفتند. یعنی یک خیز دیگر اگر برمی‌داشتند، از کل اروپا، فقط آلمان و فرانسه مانده بود که به سواحل آنجا برسند و از راه دریا مسلمان‌ها که حتی طرح حمله ناوگان‌های عثمانی برای فتح انگلیس ریخته شده بود، منتهی آنجا متوقف شدند. الان هم اگر وین بروید، اتریش، ارتفاعات مشرف به شهر اتریش که الان هم داخل شهر قرار گرفته است، هنوز بقایای پایگاه، پادگان مسلمان‌ها، تُرک‌ها، آنجا است.

می‌گوید این وضعیت تا نیمه قرن پانزدهم میلادی، ادامه داشته است. جنگجویان صلیبی، آتش‌بار مسلمین، مهندسان ایرانی و عرب و شمال آفریقا و اندلس، همه در این قضایا دخالت داشتند. جالب است بیزانسی‌ها هم گفتند در ارتش صلیبی‌ها، گفتند نگویید آتش‌بار و سلاح‌های عربی یا اسلامی. این، تبلیغ برای آنها می‌شود. بگویید که آتش‌باری یونانی و اعلام کنید، اینها از یونانی‌ها گرفته‌اند این‌ها اختراع خودشان نبوده است! یک‌جور جنگ روانی.

خب می‌گوید که اولین بذر و نقطه‌های اولیه صنایع نظامی و دفاعی، در آثار شاگردان امام جعفر صادق(ع) در آزمایشگاه‌های شیمی ایشان مثل جابر بن حیان است. می‌دانید حضرت امام صادق(ع) بیش از چهار هزار شاگرد در حدود ۱۵ رشته علمی داشتند که بعضی از اینها، اصلاً شیعه هم نبودند. از جمله آن حلقه‌های درس، همین علوم تجربی و علوم طبیعی هم بود. یکی‌اش هم شیمی بود. حلقه شاگردان امام صادق که مطالعات شیمی داشتند، آزمایشگاه شیمی داشتند. خرابه‌های همین آزمایشگاه شاگردان امام صادق(ع) ۱۵۰ سال- ۲۰۰ سال بعد، در کوفه و در مدینه پیدا شد. همین لوله‌های آزمایش، دستگاه تقطیر و اولین جرقه‌های علم جدید، در واقع، علوم تجربی، علوم ریاضی و طبیعی و به‌ خصوص شیمی جدید، آنجا زده شده است.

مورخ غربی می‌نویسد باید بگوییم اولین آجر صنایع دفاعی، امثال جابر بن حیان، اولین اسیدها را تولید کردند. اسید نیتریک و نیترات پتاسیوم و... دست‌نوشته‌هایی که از آن موقع مانده است، نشان می‌دهد، بنیان شیمی جدید، دانشمندان، شاگرد مستقیم یا به‌واسطه امام صادق(ع) و حتی آزادی قدس از دست صلیبی‌ها با همین سلاح‌ها صورت گرفت.

سند بعدی، صلاح‌الدین ایوبی که در قرن دوازدهم میلادی است، یک تحول دیگر در علم آتش‌باری و سلاح‌های دورزن و نقطه‌زن دقیق، نسبت به تکنولوژی آن موقع، ایجاد می‌شود. می‌گوید که مسلمین، سلاح‌های آتش‌زا به کار می‌برند. یک تکنسین دمشقی، مهندس سوری، مسلمان اهل شام، دیکچه نفتی‌ای ساخت که همه برج‌های دژ جنگجویان صلیبی را یک به یک، ظرف سه روز، تخریب کرد و خط ما سقوط کرد. آتش‌زاهای محتوی باروت در میدان نبرد المنصوره، در ۱۲۴۹، نیمه اول قرن سیزدهم میلادی، عامل تعیین‌کننده در شکست ما بود و این شکست باعث شد پادشاه ما، شاه فرانسه، لویی نهم، به اسارت مسلمانان درآید. یک شاه انگلیسی هم دارید، ریچارد شیردل، چون که ترسو بود به او شیردل می‌گفتند! یک شاه انگلیس، یک شاه فرانسه، اسیر مسلمان‌ها شده‌اند. تفوق و برتری مسلمانان در صنعت نظامی و استفاده از سلاح‌های پیچیده بر ما بسیار آشکار بود و به پیروزی مطلق آنها منجر شد. این‌ها تکنولوژی صنعت، سلاح‌های دفاعی و هجومی را می‌بینند و بمباران شدن را می‌چشند. تا یک تمدنی در همه ابعاد رشد نکند، صنایع نظامی که فقط رشد نمی‌کند. پایه‌های صنایع نظامی، فیزیک، شیمی، ریاضیات، پزشکی است، به جاهای دیگر سرایت می‌کند و آثار آن را نشان می‌دهد.

در تاریخ جنگ‌های دنیا ببینید، بیش از ۷۰ درصد اختراعات بزرگ در دوران جنگ‌ها اتفاق افتاده است. همه جای دنیا این‌طور است. در پزشکی، انواع واکسن‌ها، بیماری‌ها، انواع ماشین‌ها، ماشین پرنده، - به قول خودشان - ماشین دریایی، از سنجش، مسافت، فاصله، ارتباطات، همه اینها. همین اینترنت هم که می‌دانید نمونه اولیه‌اش در ارتش بود، به خاطر اینکه می‌خواست بی‌سیم‌های مختلف و شبکه‌های مختلف بی‌سیم را بهم وصل کنند و بتوانند یک کمیته، یک اتاق فرمان مشترک تشکیل بدهند. اصلاً اینترنت این‌جوری شروع شد. تقریباً پیشرفت‌های صنعتی و فنی و تکنولوژی که در شرق و غرب تاریخ، حول‌وحوش جنگ‌ها و نتیجه جنگ‌ها بوده است.

در کشور خودمان، صنایع که یک‌جوری مربوط به دفاع مقدس بود، در آن هفت، هشت سال، اینها پیشرفت ایجاد کردند. چرا؟ چون جنگ، مشکل داشتیم. به ما ندادند و ما باید به دست می‌آوردیم. فقط بحث نظامی نیست. تا در رشته‌های دیگر پیشرفت نکنید کتاب «تفکر علمی، بین دنیاگرایی و دین‌گرایی» من دارم از آن نقل می‌کنم. صفحه ۴۷ تا ۵۰، دوستان، دقت کنید. می‌گوید حکومت‌های مسلمان، اولاً، نسبت به حکومت‌های اروپا و غرب، متساهل و اهل تساهل بودند. کمتر دنبال جنگ بودند، بیشتر دنبال علم بودند و ابا هم نمی‌کردند و محصول کار علمی و اختراعات خود را به همه می‌دادند تا وقتی که بین ما و آنها جنگ شد، بعد بستند و ندادند، چون ما دشمن هم شدیم و الا قبل از این، هر کس، هر چه می‌خواست، می‌توانست در دانشگاه‌های کشورهای اسلامی برود یاد بگیرد و می‌آمد. می‌گوید که در همه رشته‌ها، ما، ظرف سه- چهار قرن، از مسلمان‌ها، یواشکی، آشکار یا پنهان آموختیم ولی با این‌ها بد تا کردیم. تمام آن‌چه از آنها آموختیم، با آن‌چه که بعد، خودمان اضافه کردیم، علیه خود مسلمان‌ها استفاده شد. حالا تازه آن موقع دارد می‌گوید، حالا که خیلی واضح‌تر شده است که ما عقب افتاده‌ایم، آنها جلو افتاده‌اند. ببینیم حالا امثال شماها، این عقب‌افتادگی را می‌توانید جبران کنید که ما تا ۵۰ سال دیگر، دوباره قدرت‌های اول علمی، صنعتی، نظامی در جهان بشویم که این، در خدمت توحید و عدالت و بشریت به کار بیفتد، نه علیه آنها. جبهه توحید و جبهه عدالت را مسلح کنید.

می‌گوید نه فقط نظامی، در معماری، در بازرگانی، در پزشکی، همه، ما شاگرد بودیم، مسلمان‌ها، معلم. قرن‌ها، انجمن‌های بازرگانان مسلمان در بیزانس، تأسیس شد. بازرگانان از سوئد تا انگلستان، به دنیپر سفر می‌کردند و از بازرگانان مسلمان، قواعد تجارت جهانی را می‌آموختند، چون تجارت جهانی دست مسلمان‌ها بود. از مصر فاطمی و شهر ایتالیایی آمالفی، در قرن ۱۰ و ۱۱ میلادی، روابط نزدیک بازرگانی برقرار شد. طاق رومی، اوجی‌وال‌عارش، که همین عارش، همین عرش که ما می‌گوییم، هم عرب است، این. اصلاً آن عرش هم، یک ریشه‌ای احتمالاً عربی باید داشته باشد، به معنی همین طاق یا تخت. تخت رومی، طاق رومی، عارش رومی. عنصر اصلی معماری گوتیک که به عنوان معماری رومی و یونانی شناخته می‌شود که الان هم سمبل اصلی معماری غربی است. یعنی در آمریکا، شما می‌روید در واشنگتن، مقرهای حکومتی به سبک معماری رومی و یونانی ساخته شده است و می‌گوید حتی مدل‌های اصلی و اولیه معماری رومی و یونانی از مسلمانان به اروپا، بعد از قرون وسطا، منتقل شد. بعد به رنسانس منتهی شد. عناصر اصلی معماری گوتیک، از طریق سرزمین‌های اروپایی که در اختیار مسلمانان بود، وارد اروپای مسیحی شد. هالوین کلیسایی که در چنین طاق‌هایی در آن ساخته می‌شد، در مونته‌کازینو، در ۱۷۰۱، در قرن یازدهم میلادی، اساساً معمارش، مسلمان‌ها بودند. به سبک معماری رومی و یونانی، می‌ساخت. چون آنها گفتند از این معماری که شما دارید، به ما بدهید. آن می‌گفت ما انواع معماری‌ها را داریم در جهان اسلام انجام می‌دهیم یکی از آن‌ها هم این معماری رومی و یونانی است. بعد می‌گوید حتی ما وقتی که در اروپا می‌خواستیم ساختمان به سبک معماری رومی- اروپایی خودمان، بسازیم، معمارهای مسلمان می‌آمدند، برای ما می‌ساختند. بعداً کم‌کم ما خودمان یاد گرفتیم، از دست آنها، خارج شد.

نمونه دیگر هم می‌گوید شبه جزیره ایبری، همین اندلس، اسپانیا و پرتغال که در نتیجه چند قرن حکومت، عمدتاً اهل تساهل مسلمانان، روابط دوستانه‌ای برقرار شد، هر چه از ابزار و صنایع در کشاورزی، آبیاری، مهندسی هیدرولیک و صنعت که بخش اصلی زندگی روزمره در اروپای جنوبی، یعنی اروپای اسلامی بود که زندگی همه آن‌ها با همین ابزار و صنایع می‌گذشت و نظرات مسلمانان در این زمینه‌ها و زمینه‌های دیگر، همه از اسپانیا و ایتالیا که سیسیل و جنوب ایتالیا، دست مسلمان‌ها بود، همه از جنوب اروپا به شمال اروپا منتقل شد. در این دوران، اروپا، دو بخش بود. اروپای شمالی، اروپای غیرصنعتی و فقیر بود. اروپای جنوبی که اروپای مسلمانان بود. آن‌ها کارخانه‌های نساجی با ۱۰، ۱۱ هزار کارگر داشتند. صنایع آب‌رسانی داشتند، قطب‌نما داشتند. یعنی عملاً آغاز تکنولوژی بود و کتابخانه‌هایی با یک میلیون جلد کتاب و حمام عمومی و باغ‌های زیبا. حاکمان، دست‌نشانده این انتقالات علم و ابزار و تکنولوژی را از جنوب اروپا، از جهان اسلام به شمال اروپا که صنعت نمی‌فهمید، نه در جنگ، نه در غیر جنگ. معماری‌اش را هم از آنها کمک می‌گرفت، کنترل نمی‌کردند. آنجا که مسیحیان، تأسیسات مسلمانان و ابزار آنها را تحویل می‌گرفتند و آنها را در قرن‌های بعد در دستور کار خود، حفظ کردند، از سوی بعضی از حکام، ترغیب شده‌اند و الا اکثر حاکمان، می‌گویند حتی در شمال اروپا، به فکر حتی کپی‌برداری از مسلمان‌ها هم نبودند. این‌قدر ذهنشان فلج بود. حتی می‌گوید دانشمندان مسلمان از جنوب به شمال اروپا، به قول امروزی‌ها آنجا شرکت‌های خصوصی راه می‌انداختند می‌رفتند آنجا پول درمی‌آوردند، به آنها آموزش می‌دادند. برای آن‌ها مدرسه می‌ساختند، خودش می‌گوید دانشگاه مسلمان‌ها از جنوب اروپا به شمال اروپا کتابخانه‌های سیار می‌آوردند. اولین ترجمه‌ها در همین علوم جدید، توسط آلبرت کبیر، توسط آنهایی که به عنوان پدران علوم تجربی جدید در غرب، اسم‌شان را می‌برند. چه کسانی هستند؟ فرانسیس بیکن و قبل از او، راجر بیکن. همه این‌ها کپی و ترجمه از آن آثار مسلمان‌ها است. اصلاً راجر بیکن، پدر علم تجربی و صنایع و علوم تجربی جدید در غرب، او در دانشگاه‌های اسلامی درس خواند و وقتی از جنوب به شمال اروپا آمد با عبا و عمامه آمد که پز می‌دهد که مثلاً ما دانشگاه‌های مدرن رفتیم. ما در دانشگاه‌های مسلمان‌ها بودیم. مثل اینکه الان می‌روند کراوات می‌بندند برمی‌گردند، می‌گویند این خارج رفته است! سابقاً این چیزها بود و الا حالا که هر سال ۱۰- ۱۲ میلیون مردم، همه دارند می‌روند و می‌آیند، آن زمان‌ها خیلی کم بود! هر کسی خارج بود، می‌گفتند این از خارج آمده است. اصلاً نمی‌گفتند که دست‌شویی‌های هتل‌ها و رستوران‌های خارج را داشته می‌شسته است. فقط می‌گفتند خارج بوده!

می‌گوید که سیستم آبیاری مسلمانان، با کارهای هیدرولیک و ماشین‌های آب‌کش، پایه کشاورزی جدید در اروپا شد و جهان جدید آغاز شد. تأسیسات دیگر مسلمانان و کارخانه‌هایشان هم، بعد از سقوط اندلس، به دست صلیبی‌ها، همچون کارخانه‌های عظیم کاغذسازی، به دست صلیبی‌ها افتاد.

خب، این یک نمونه سند تاریخ که ببینید مسلمان‌ها چه تمدنی داشتند. چون تصور بعضی‌ها همیشه این است که همه چیز را اینها درست کرده‌اند، اینها اختراع کرده‌اند. همه چیز را اینها شروع کرده‌اند. ما در طول تاریخ عقب بوده‌ایم و علت آن هم مذهبی بودن ما مثلاً بوده است.

"جیمز پارتینگتون" شیمی‌دان بزرگی که از پدران شیمی جدید در غرب است، می‌گوید جنگجویان صلیبی، معتقد بودند سلاح‌های جدید مسلمانان در جنگ‌ها وارد هر جبهه‌ای بشود، معادله قوا تغییر می‌کند. گلوله‌های آتشین آنان به هر سپاهی اصابت کند، حتماً شکست خواهد خورد، حتی اگر ما چند برابر آنان باشیم. به یک عبارت، جیمز پارتینگتون، شیمی‌دان، می‌گوید که ما آن موقع، اینها داشتند راجع به این چیزها بحث می‌کردند در حالی که اسناد تاریخی نشان می‌دهد، ۱۵۰ سال قبل از آن، مسلمانان در اولین جهاد، از این سلاح‌ها استفاده کردند و ما را شکست دادند. اما تأثیرات آن، مثل این بار که ما دیدیم، رعب‌آور نبود به دلیل عنصر سری‌ای که در سلاح‌هایشان به کار گرفته‌اند. سلاح گرم، اختراع مسلمان‌ها است.

از زمانی که مسلمانان، باروت را وارد جنگ کردند، مهندسان نظامی، بازی تازه‌ای را در عرصه جنگ، شروع کردند. قرار شد، ما هم گروه‌های مهندسی تشکیل بدهیم. در اروپا صنعت‌گران، فلزکاران، نجاران، ریخته‌گران برون‌زی، صنعت‌گران نفتی و همه تحت فرمان مهندسی نظامی، شروع به کار کردند برای اینکه به مسلمان‌ها برسیم، این مهندسان، عملاً مسئول مستقیم و پاسخگو در برابر فرمانده سپاه صلیبی بودند. نیروهای ما محاصره شده بودند. نقض مؤثر باروت و سلاح‌های جدید مسلمانان در کوبیدن ما، وقتی ما را مأیوس کرد که بعد از همه برنامه‌ریزی‌ها و لشکرکشی‌ها و سازماندهی‌هایمان، شهر آکره هم توسط مسلمانان محاصره شد و سقوط کرد.

نقطه پایان جنگ‌های صلیبی: در این محاصره، ما از منجنیق‌هایی که از سلاطین مسلمان گرفته بودیم، از آنها استفاده کردیم. مثل خود آنان، ظرف‌های سفالی را از یک ترکیب انفجاری، پر کردیم و به سوی آنان پرتاب کردیم. اما هرگز اثر سلاح‌های آنان را نداشت. آنان با همین سلاح دیوارهای شهر را تخریب کردند و وارد شهر شدند و ما شنیدیم سلطان مسلمانان، هزار مهندس را به کار گرفته است. یعنی یک تشکیلات، یک دانشگاه وسیع نظامی. این را دشمن دارد می‌گوید.

"ابن‌خلدون" در ۱۳۷۷ میلادی گزارش می‌دهد که شهر سیجیل‌ماسا به دست سلطان ابویوسف، یک قرن قبل از این قضیه، چگونه با توپخانه‌های مسلمانان آزاد شد. ابن‌خلدون می‌گوید سلطان، اسباب محاصره و ظروف باروتی به نام هندونفت را نصب کرد، توپ‌های کوچک که به آن حصه می‌گفتند، فلزی را پرتاب می‌کردند. این توپ‌ها از درون خزانه‌ای پرتاب می‌شدند که در جلو آتش برافروخته، از باروت بود. اما توپ‌ها، ناگهان به این جبهه نیامد. باروت، در آن زمان، محصولی آشنا بود و در دیکچه‌های آتش، در جنگ‌های صلیبی قبلی، به کار رفته بودیم اما در این جنگ جدید، سلاح جدیدی وارد شد. می‌گوید ما در هر جنگ صلیبی جدید، چند سلاح جدید وارد می‌کردیم تا صلیبی‌ها شکست می‌خوردند.

این مسئله علم دینی و تکنولوژی اسلامی و صنایع دفاعی، اینها در دو- سه قرن اخیر دغدغه مسلمان‌ها است. از وقتی که ما در یکی دو، سه قرن عقب افتاده‌ایم، شما فکر نکنید، بحث اسلامی کردن دانشگاه و علوم، چه علوم انسانی، چه علوم فنی، اینها هم اختراع انقلاب اسلامی بوده است. اینها از قبل، در ۱۰۰- ۲۰۰ سال، از مصر تا هند و از عثمانی تا حتی جزیره‌العرب، مطرح بود. دانشمندان مسلمان، در این قضیه بحث کردند، مقاله نوشتند، کنفرانس گذاشتند، منتهی در این ۱۰۰ سال اخیر، بعد از انقلاب اسلامی که انقلاب در ایران، پیروز شد، اولین حکومت اسلامی جدید تشکیل شد و همین ارتش اسلامی و سپاه و بسیج و این چیزها تشکیل شد، یک مرتبه دوباره، این فکر که این زغالی که نیمه‌خاموش شده بود، دوباره گداخته شد و گُر گرفت. درست در همان آخر سال ۵۷، اولین حداقل آن موقع، اولین سمینار، همان ۱978، حتی در همین مکه تشکیل شد. دیگر از همان سال، سال به سال، ۱9۸۰، ۸۱، ۸۲، در اسلام‌آباد، سمینار، راجع به برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها که چطوری اسلامی بشود و مشکلات تمدن مسلمین را امروز، حل کند. در داکا، راجع به تحول کتاب‌های درسی، در جاکارتا، راجع به اصلاح روش تعلیم و تربیت و تدریس و مسئله اسلامی کردن علوم و معارف، مسئله بحران در تعلیم و تربیت دانشگاه‌های اسلامی مطرح شد که چرا ما ترجمه زده و وابسته هستیم؟ چرا ما مدام وارد می‌کنیم، ترجمه می‌کنیم، مصرف می‌کنیم؟ تا تولید نکنیم، ما نمی‌توانیم تمدن‌سازی کنیم. تا به قدرت نرسیم، نمی‌توانیم سر پا بایستیم، و اگر به قدرت علمی نرسیم، ما نمی‌توانیم استقلال علمی‌ خود را حفظ کنیم و اگر استقلال علمی نداشته باشیم، استقلال اقتصادی نخواهیم داشت. حالا مدام اینطرف شعار بدهیم ولی اقتصاد و علم‌مان وابسته باشد، به قول کشتی‌گیرها، عملاً زیر یک خم تو دست دشمن است. باید از او گدایی کنید. این، حرفی بود که امام با صدای بلند، همان اول انقلاب، گفت. تازه ما حالاها داریم می‌شنویم! و همین‌طور بحث برنامه درسی، تربیت معلم را چه کار کنیم؟ در علوم اجتماعی، علوم انسانی، چه کار کنیم؟ در علوم طبیعی، چه کار کنیم؟ نسبت اینها با اسلام چیست؟ بحث فلسفه، ادبیات، هنرهای زیبا، مفهوم دانشگاه اسلامی، بحث آفاق جدید در آموزش پرورش، در آموزش عالی، بحث جامعه‌شناسی، نسبتش با اسلام چیست؟ اقتصاد با اسلام چیست؟ و نسبت نقد ادبی با اسلام چیست؟ تاریخ، تفسیر، فلسفه تاریخ اسلامی و غیراسلامی... این بحث‌ها، پس، بعد از انقلاب ما، دوباره گُر گرفت و الا از ۱۰۰، ۱۵۰ سال قبل که مسلمین، هی ضعیف و ضعیف‌تر شدند و فرو پاشیدند و تمام جهان اسلام، بین سه، چهار قدرت غربی، یعنی بین انگلیس، فرانسه و روسیه، کلاً تقسیم شد، بعد هم که صهیونیسم تشکیل شد و سرو کله آمریکایی‌ها پیدا شد، این بحث، فعال شده است و اتفاقاً خیلی چشم و حواس‌شان هم الان به ما است.

عرض کردم در چند کشور که من این را دیدم، استادهای دانشگاه‌ها، مسلمان حتی غیرمسلمان، حتی هندو، بت‌پرست، مشرک، حتی کمونیست، اینها دارند مسائل دانشگاه‌های ما و صنایع ما را دارند پیگیری می‌کنند. خودتان هم حتماً دیده‌اید یا خوانده‌اید. از سودان تا بوسنی تا مالزی هم مسلمان و کشورهای غیراسلامی هم که انقلابی بودند، یعنی دانشگاهی‌های انقلابی دارند که صریح می‌گویند شما اگر در قضایای هسته‌ای، ماهواره و... این کارهایی که شما کردید به همه جهان غیراستعماری، امید دادید. چون در ذهن همه کرده‌اند، اینها در این ۱۰۰ سال که فقط آمریکا، شوروی، غرب، اینها فقط، این کارها را می‌توانند کنند، هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند. تا اینها نخواهند، هیچ‌کس هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. شما نشان دادید که خیلی کارها می‌شود کرد. همه چیز را می‌شود بهم ریخت و می‌شود این معادله‌ها را تغییر داد. اینها، امید بسته‌اند به این قضیه و من این را بارها شنیده‌ام و به شما هم گفته‌ام همین ماهواره‌هایی که به فضا رفته، صنایع دفاعی، الکترونیک هم نقش داشت. همین مسائل هسته‌ای، آن مسائل نانو تکنولوژی، اینها همه مسیر جهان را تغییر خواهد داد. یعنی اگر تا ۲۰، ۳۰ سال دیگر، این مسیر با قدرت ادامه پیدا کند، چرا می‌آیند، چهار تا فیزیک‌دان ما را می‌زنند؟ اول انقلاب می‌آمدند مطهری و بهشتی را می‌زدند حالا می‌آیند، فیزیکدان‌های ما را می‌زنند؟ برای اینکه از این ناحیه هم احساس خطر دارند می‌کنند. معادله قوا عوض می‌شود. حالا اینها چون خودشان می‌دانند، با بمب اتم، دارند ۶۰، ۷۰ سال، دنیا را غارت می‌کنند و اگر رقیب اینها باشد، معادله قوای جهانی، کلاً تغییر می‌کند. آخرین نمونه همین کسینجر، گفت اگر این‌ها به بمب اتم برسند، جهان جدید، دیگر شروع خواهد شد. یعنی دوره ما تمام است. در عین حال، هر چه این طرف می‌گویند ما بمب اتم نداریم اینها می‌گویند از تکنولوژی شما، شما بمب اتم ندارید، ولی از این تکنولوژی، این قدرتی که پیدا کرده‌اید، اینکه ثابت کرده‌اید ما می‌توانیم همه کار کنیم، این است که ترسناک است. این، از بمب اتم، خطرناک‌تر است و الا خودشان هم جرأت استفاده از بمب اتم را ندارند. مثلاً الان پاکستان هم، آمریکایی‌ها به او بمب اتم داده‌اند، به هند هم، روس‌ها داده‌اند. به چین هم، اول روس‌ها داده‌اند. به انگلیس و فرانسه، آمریکایی‌ها داده‌اند. اینها هیچ کدام خودشان تولید نکرده‌اند. اسناد تاریخی، بروید ببینید. آمریکا و شوروی هم، اینها را از مهندسای نظامی ارتش هیتلر، آلمان‌ها گرفته‌اند. آلمان که شکست خورد، بین شرق و غرب، تقسیم شد. نصف مهندسای نظامی و شیمی‌دان‌هایش را آمریکایی‌ها بردند در آمریکا، نصفش هم را روس‌ها بردند، آنجا، برای این دوتا یکی را گفتند باید برای ما ماهواره و موشک ماهواره‌بر بسازید. یکی هم، بمب اتم. چون با این دوتا ما بر جهان، مسلط می‌شویم و شدند. و الا بمب اتم داشته باشی ولی اراده انقلابی نداشته باشی، پایگاه مردمی نداشته باشی، ایدئولوژی محکمی نداشته باشی، به درد نمی‌خورد. الان هفت- هشت تا کشور بمب اتم دارند مگر چه کار می‌توانند بکنند؟ از یک چیز دیگری می‌ترسند و آن قدرتی است که پشت این قضیه است. این مسئله، فقط یک جنگ قدرت نیست، مسئله مکتب است. می‌فرماید: «استغن عن من شئت و کن نظیره» اثبات کنید به آنها وابسته نیستید. هرکه را که می‌خواهی مثل او باشی یا از او قوی‌تر باشی، اولین تصمیم‌تان این باشد که تا آخر، تقلید نمی‌کند. مستقل می‌شوی، قوی می‌شوی، خودت تولید کن. اول کپی بردار، عیب ندارد، یاد بگیر ولی بعد باید حرکت کنی، باید بزنی جلو. «و کن نظیره.» عزت و استقلال، این، شرط اول است. همان «ما می‌توانیم» که امام گفت. «القناعة عن الملوک، افضل الملوک.» اگر توانستید از قدرت‌های جهانی و از قدرت‌ها مستغنی بشوید و بی‌نیاز بشوید، روی پای خودتان بایستید که نتوانند تحریم‌تان کنند، نتوانند تهدیدتان کنند، این، «افضل الملوک» است. این، بالاترین قدرت است. تا وقتی که اینها ما را تهدید بهو تحریم می‌کنند، معنی‌اش این است که دانشگاه‌های ما و پژوهشگاه‌های ما به وظیفه‌شان، کاملاً عمل نکرده‌اند. وقتی که دیگر هیچ قطعه‌ای نباشد که آنها بگویند تحریم‌تان می‌کنیم، آن لحظه، تمدن‌سازی به اولین پیروزی و به اولین منزل خود رسیده است. دیگر هیچ چیز نیست که ما را بتوانی با آن تحریم کنی. آن قطعه‌هایی که تحریم می‌شود، آنها را باید بسازیم. به هیچ پیشرفتی قانع نشوید، متوقف نشوید و هیچ وقت ترمز نکنید. «من أعجب بعمله، أحبط أجره» کسی که به آنجایی که رسیده است، چهارتا موفقیت به دست آورده است، دماغش پر باد بشود، سرش را بالا بگیرد، بگوید بس است دیگر! فرمودند هم پاداش و اجرتان، ضایع خواهد شد و هم شکست می‌خورید.

عمل‌گرایی لازم است اما اعجاب به کار خود، نوشابه باز کردن برای خود که ما دیگر از این بهتر نمی‌شویم، هم بُعد معنوی کار را خراب می‌کند. «أحبط أجره». پاداش را ضایع می‌کند، هم عقل را فاسد می‌کند و اصلاً احمق می‌کند. می‌فرماید هر تشکیلات از خود راضی، یک تشکیلات احمق است و حتماً شکست می‌خورد. هر انقلاب، هر حکومت، هر مدیریتی، هر تشکیلات، هر شخصی که از خودش راضی ا‌ست، می‌گوید ما که دیگر مشکل نداریم، هم احمق است، در دنیا شکست می‌خورد، دشمن او را زمین می‌زند و هم در آخرت، دچار یک خصلت بد اخلاقی است. عیب‌هایی که از دیگران، روی آن مانور می‌کنید و اشکالات خودتان را کوچک می‌شمارید این یعنی شکست و نابودی. هر ضعف معنوی یا مادی یا علمی، یعنی شکست. تعبیر عجز، بی‌عرضگی. مؤمن وقتی مسئولیتی را به عهده می‌گیرد، نرود بگوید نشد!باید بگویی شد. همین پدر موشکی، شهید مقدم، دوران جوانی‌اش می‌گوید که من، این کار را باید بکنم. گفت موشک‌هایی که اسرائیل را می‌زند، ما باید نقطه‌زن درست کنیم. حالا خودش شهید شد و رفت ولی موشک‌های او کار خودش را کرد. با این موشک‌ها همین تلاش‌ها اگر نبود، او و همراهانش و دوستانش و دیگران، هر کسی دارد کار می‌کند. خب اگر اینها نبود ما نمی‌توانستیم این‌قدر محکم بایستیم. این‌ها با گردن کلفت‌تر جلو می‌آمدند. وقتی زورش بیشتر است، حرفش را جلو می‌آورد، حالا ما فوقش شهید می‌شویم ولی ممکن است دیگر نتوانی پیروز بشوی. «العجز، شر و مطیه.» تشکیلات بی‌عرضه، به هیچ، هرگز نمی‌شود به آن اعتماد کرد. بی‌نظم و بی‌عرضه «شرّ و مطیه». بدترین مرکب، مطیه و مرکبی که، ابزاری که، سازماندهی‌ای که، تشکیلاتی که نشود به آن اعتماد کرد، روی آن سوار شد و از آن کار کشید، این یعنی شکست. عجز و ناکارآمدی، بی‌عرضگی، همه چیز را ضایع می‌کنند. فرمودند هر کس، هر مسئولیتی را به عهده می‌گیرد، باید پیروز بشود. گفتی من این کار را می‌کنم باید بکنی. شب و روز نخواب، ادامه بده. باید این پروژه حل بشود.

ما زمان جنگ، فرمانده‌ای داشتیم، اجازه نمی‌داد که برویم یا خودش هم که می‌رفت، همین‌جوری بود که ما رفتیم و از دور دیدیم، نمی‌دانم به نظرم می‌رسد، نخل بود، شاید هم ستون برق بود، ولی بالاخره یکی از این دو، سه تا بود. می‌گفت برو که دیگر برنگردی. یا می‌روی به شهر و خانه‌تان، دیگر پایت را اینجا نمی‌گذاری یا وقتی به تو می‌گویند برو از اینجا گزارش بیاور. باید بروی، درست؟ می‌گفت باید دست بزنی به آن. باید دست به جاده بزنی، به درخت دست بزنی، بعد بیا بگو این جاده این‌جوری بود، درخت بود. نمی‌خواهم برایم تخمین بزنی چون فردا سر این تخمین‌های تو، در همین مسافت، ممکن است ۱۵ نفر، ۳۰ نفر، ۴۰ نفر شهید بشوند یا می‌روی دقیقاً از نزدیک، دست می‌زنی و می‌بینی و به من می‌گویی، آنجا چیست یا دیگر نمی‌خواهمت. با عرضه باشید.

در جنگ صفین، نقل شده است حضرت امیر(ع) به یک کسی، مأموریت برای حفظ پل دادند. رفت. بعد از یک نصف روز برگشت و اصلاً قیافه‌اش را نگاه کردند، نقل شده که امام گفتند که بدم می‌آید از این‌جور آدم‌ها. من به تو پل را سپردم که نگه داری. با لب و لوچه آویزان آمدی به من می‌گویی آقا ببخشید! خب حالا ما بخشیدیم. گفت این پل با زحمت آن را گیر آورده‌ایم. چطور پل را تو از دست دادی؟ حضرت امیر فرمود: «إیّاکُم أن تعتذِروا». کاری نکنید که بعد، معذرت‌خواهی کنید. یعنی هر کس، هر کاری، در کارخانه، در مزرعه، در صنایع دفاعی، در آزمایشگاه، مهندسی، پل، معدن، کشتی می‌سازی، ماهواره می‌سازی، «إیّاکُم أن تعتذِروا». کاری نکنید که به عذرخواهی مجبور بشوید. همه محاسبات و دقت‌ها که باید کنید، کار باید درست و تمیز انجام بشود. فرصت‌های تاریخی، اجتماعی، محدود و مشروط است و از دست می‌رود. «أعجزُ النّاسِ، آمنُهُم لِوُقوعِ الحَوادِثِ و هُجومِ الأجَلِ» عاجزترین آدم‌ها و مسئولین، عاجزترین تشکیلات‌ها، الکی خاطر جمع هستند، می‌گویند مشکلی نیست همه کارها درست است. اینها بدبخت‌ترین مدیران هستند. مدیر باید منتظر وقوع حوادث پیش‌بینی نشده باشد و الا در معرض هجوم اجل قرار می‌گیرد، نابود می‌شود و شکست می‌خورد. نگران باشید و سناریوهای مختلف، در ذهنتان باشد. «آمنُهُم لِوُقوعِ الحَوادِثِ.» کسی که از همه خاطر جمع‌تر است، مطمئن است که نه، آقا هیچ مشکلی نیست، او از همه عاجزتر است. در عین حال، آنجایی که باید شتاب کرد، شتاب؛ آنجایی که باید عجله نکرد، شتاب کنید. شتاب‌زده نباشید.

یک فرقی بین شتاب و شتاب‌زدگی است. شتاب یعنی تنبلی نباشد. امروز و فردا نکنی. شتاب‌زده، همان‌طور بدون اینکه محاسبه کند، سرش را می‌اندازد پایین، می‌رود. فرمودند هم آن که بدون مطالعات کافی، کله‌اش را می‌اندازد پایین، می‌خواهد زود نتیجه بگیرد، نمی‌فهمد چه کاری، چه وقت، هم او نادان است، هم کسی که تکلیف او روشن است، الان وقتش است، یک ساعت هم نباید تأخیر بیندازیم. یک ساعت تأخیر، خیانت است. ببینید، دستورات تشکیلاتی اهل بیت است. ما متأسفانه، ارادتمان به اهل بیت، در حد عزاداری و زیارت است، بیشتر نیست! «إیّاکَ و العَجَلَ» از شتاب‌زدگی بپرهیزید ، «فإنّهُ، عُنوانُ الفَوتِ و النَّدَمِ» هر جا شتاب‌زده زودتر از وقتش عمل کردید، هنوز مطالعات‌تان کافی و تکمیل نشده است، به سیم آخر می‌زنید و جلو می‌روید فرمودند مطمئن باشید هر جا زودتر از وقتش بدون مطالعه و حساب‌وکتاب کافی عمل می‌کنید، قطعاً آنچه که نتیجه خواهد شد «الفَوتِ» یعنی منافع کارتان از دست می‌رود، نابود می‌شود، شکست می‌خورد و «النَّدَمِ»، پشیمان می‌شوید. ندامت و از دست دادن منافع؛ از دست رفتن سررشته همه کارها «مَقرونٌ بالآثارِ». اگر شتاب‌زده، بدون مطالعه، یک پروژه‌ای را شروع کنی، پروژه‌ات شکست می‌خورد، خرج می‌کنی، زحمت می‌کشی، هزینه می‌کنی، شکست می‌خوری. این شتاب‌زده است.

از آن طرف، باید شتاب کرد. «أصابَ مُتَأنٍّ أو کاد، أخطأ مُستَعجِلٌ أو کاد» این‌ها خیلی تعابیر عجیبی است. فرمودند آنهایی که اهل تأنی هستند، دقت، عقلانیت، مطالعه، نظم، آزمایش، بعد نتیجه‌گیری، بعد، ورود به عمل. کسی که این‌جوری عمل کند، متأنی یعنی اهل تأنی و تأمل و تفکر و مطالعه باشد، «أصابَ أو کاد،» به نتیجه می‌رسد یا به زودی به نتیجه خواهد رسید. یعنی یا امروز، اگر نه، فردا. «أخطأ مُستَعجِلٌ أو کاد.» شتاب‌زده‌ها که بدون محاسبه و مطالعه کافی، همان‌طور وسط یک پروژه‌ای می‌روند چه نظامی، چه اقتصادی، چه مدیریتی، چه تربیتی، «أخطأ أو کاد» یا امروز شکست می‌خورد و خطا می‌کند یا فردا، در اولین فرصت، ولی شکست او قطعی است. «التَّأنّی وَ التَّفَکُّرُ» که باشد، به هدف می‌زنی یا به زودی خواهی زد. به ثواب می‌رسی یا به زودی خواهی رسید ولی تأمل و تأنی.

از آن طرف، فرمودند اینهایی که تنبلی می‌کنند، یک کاری را باید الان انجام بدهند اما مدام به فردا و پس فردا می‌اندازند این هم شکسته است. مسئله مشاوره در کارها و پروژه‌های علمی است. «لِیَکُنْ آثَرُ النّاسِ عِندَکَ مَن أهدی إلَیکَ عَیبَکَ وَ أعانَکَ عَلی نَفسِکَ» تشکیلات‌هایی که از مشاور و منتقد می‌ترسند، منتقد و مشاور را حذف و طرد می‌کنند، اینها حتماً شکست می‌خورند. «لِیَکُنْ آثَرُ النّاسِ عِندَکَ.» نزدیک‌ترین آدم‌ها به مسئولین، هر تشکیلات، باید منتقدترین آنها باشند. «آثَرُ النّاسِ» یعنی برگزیده‌ترین آدم‌ها. یعنی نزدیک‌ترین حلقه به مدیران هر تشکیلات، چه کسانی باشند؟ «مَن أهدی إلَیکَ عَیبَکَ» کسی که به تو عیب‌هایت را هدیه می‌دهد. می‌گوید تشکیلات، این عیب‌ها را دارد. یک کسی که عیب تو را می‌گوید، به جای اینکه او را طرد کنی، برایش پرونده‌سازی کنی، تهمت بزنی، بگو آقا جنابعالی تا حالا، چهار- پنج بار آمده‌ای، انتقادهای خوبی کرده‌ای، پیشنهادهای خوبی داده‌ای، شما از این به بعد یکی از مشاورین اصلی من هستید. اهل بیت این است،. «وَ أعانَکَ عَلی نَفسِکَ» کسی که انتقادهای درست بکند نه این که همین‌طوری یک چیزی بپراند! «أعانَکَ عَلی نَفسِکَ.» او، به تو کمک می‌کند تو را علیه خودت و علیه دیکتاتور درون‌ت یاری می‌کند که می‌خواهی خودت، همه‌کاره باشی، هر کار دلت می‌خواهد بکنی و پاسخگو نباشی. «أعانَکَ عَلی نَفسِکَ» تو را علیه نفسانیت خودت، مدیریت می‌کند.

یکی هم مسئله خودانتقادی مشورت‌پذیری است. امام صادق(ع) می‌فرماید حتی اگر با یک جمع سه- چهار نفری مسافرت می‌روید، باید با همه‌شان مشورت کنی، حتی اگر مدیر این جمع هستی. «إذا سافَرْتَ مَعَ قَومٍ.» حتی یک مسافرت تفریحی، با چند نفر می‌روی، جنگلی، کنار دریایی، کوهی، «فَأکثِرِ اسْتِشارَتَکَ إیّاهُم فی أَمْرِکَ وَ أُمُورِهِمْ.» خیلی جالب است. با همه‌شان مشورت کن، نظر بخواه، به نظر همه احترام بگذار، هم در امور مربوط به آنها، هم در امر مربوط به خودت. «فی أُمُورِهِم وَ أَمْرِکَ.» نظرشان را بخواه، مشورت کن. «ثُمَّ لا تَعزِمْ حَتّی تَتَثَبَّتَ وَ تَنظُرْ.» این هم خیلی عجیب است. بعد از این مشاوره و نظرخواهی، حتی در مسافرت تفریحی، فرمودند تصمیم نگیر الا اینکه آن تصمیم را در جمع، تثبیت کنی که همه بپذیرند. حتی آن کسی که مخالف بوده است، او را توجیه کن. تثبیت کن و «وَ تَنظُرْ» بعد به کار، شروع کنید. در داخل تشکیلات، مخالف‌خوانی و تناقض و تردید نباشد. نباید در مشروعیت تشکیلات، شک باشد. به سؤال‌هایشان جواب بده، توجیه‌شان کن.

«الرّاضی عَن نَفسِهِ مَغبونٌ، وَ الواثِقُ بِها مَفتونٌ.» هر تشکیلات یا فردی که از خودش راضی است، شکست می‌خورد. «وَ الواثِقُ بِها مَفتونٌ.» هر کس به خودش و کار خودش اعتماد مطلق دارد، فریب خورده است. نتیجه کارش را به زودی خواهد دید. اینهایی که می‌گویند آقا ملت گرسنه است، تحریم هستند و این ملت اهل مقاومت نیست. امام می‌گوید مردم ایران ثابت کرده‌اند تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند ولی تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول انقلاب را هرگز نخواهند داشت. این ملت، در برابر شدیدترین حملات جهان کفر، علیه اصول انقلاب خود، مقاومت کرده است. می‌گوید مگر ملت ما در برابر جنایات آمریکا در خلیج فارس، مقاومت نکرد؟ حالا جای این سلاح‌های امروز، آن روز خیلی خالی بود. آن روز دیدم که دارند نشان می‌دهند یک ماکت ناوگان آمریکا را در خلیج فارس، گذاشته بودند که ما با سلاح‌هایی که ساخته‌ایم، ظرف پنج دقیقه، این ناوگان را با این وسعت، ما آن را غرق می‌کنیم. اولین باری که ناوگان‌های آمریکایی وارد خلیج فارس شده‌اند، تا می‌خواستند وارد شوند، زمان جنگ‌های نفت‌کش‌ها، یکی، دوتا از این بچه‌های رزمنده با قایق‌هایشان رفته بودند، حمله کرده بودند به ناوگان آمریکا و درگیر شده بودند. مثل این که یک هلی‌کوپتر انداختند، یک چیزی شد و یکی دو نفر هم شهید شدند. بعد بعضی از مسئولین رسمی بالا، این‌ها را توبیخ کردند که چه کسی گفت خودتان همین‌طوری بروید با آمریکا بجنگید؟! خطرناک است و... امام، همین دو- سه تا بچه‌ها را خواستند. اولاً به مسئولین گفتند که من اگر جای شما بودم، همان نوک اولین ناوگان که وارد خلیج فارس می‌شد، همان اولی را می‌زدم. همان را می‌گفتم بزنید. همان اولی را که بزنیم، بقیه دیگ، حساب کار خودشان را می‌کنند، چون اینهایی که بیایند، دیگر نمی‌روند. دیدیم! امام(ره) این بچه‌های سپاه را که آنجا عملیات کرده بودند را خواسته بود به آنها جایزه سکه داده بود. مسئولین رسمی، توبیخ کرده بودند، امام به آنها سکه داد. حالا، کسی که مؤسس نظام است - توجه کنید- ما آدم‌های کلاسیک داریم، آدم‌های انقلابی داریم. خمینی، از اول تا آخر، تا وقتی از دنیا رفت، انقلابی بود. امام خمینی، آخرین بیانیه‌هایی که داده است، از اولین بیانیه‌هایش، سخنرانی‌هایش، سال ۴۲، انقلابی‌تر است. می‌گوید که جنایت‌هایی که آمریکا در خلیج فارس کرده و ملت ما مقاومت کرد، حمایت نظامی و اطلاعاتی به عراق، حمله به سکوهای نفتی و کشتی‌ها و قایق‌ها، سرنگونی هواپیمای مسافربری، همه این کارها را کردند، ملت ما که عقب نرفت. مگر ملت ایران در جنگ دیپلماسی، شرق و غرب علیه خودش و همه بازی‌های سیاسی مجامع بین‌الملل، مقاومت نکرد؟ مگر ملت شجاع ایران در برابر این تحریم عظیم اقتصادی و جنگ تبلیغاتی روانی و حملات به شهرها و موشک‌باران و بمباران‌های مکرر شیمیایی، مقاومت نکرده است؟ مگر ملت ما در برابر توطئه منافقین و لیبرال‌ها و زراندوزی و احتکار سرمایه‌داران و حیله مقدس‌مآبان، ولایتی‌های بی‌دین که حاضرند ۲۰ زیارت در یک سال بروند، 200 ساعت هم زنجیر و قمه می‌زند، ولی یک جبهه، حاضر نیست بیاید. این قمه زدن که کار سوسول‌هاست. مگر قمه چیه؟ دوتا تیغ می‌زنی، اینجا یک کم خون راه می‌افتد. اگر شما اهل بیتی هستید چرا در جبهه‌ها نمی‌آمدید که چشم از کاسه بیرون می‌زد؟ دست و پا قلم می‌شد، شکم دریده می‌شد، جلوی چشم‌تان این نفر بغلی‌‌تان سرش متلاشی می‌شد، این نفر بغلی پایش از زانو قطع می‌شد. این‌ها ریسک و خطر کردن برای اهل بیت است، نه یک قمه یواشکی این‌جا بزنید که یک کم خون راه می‌افتد! این هنری نیست. چرا به جنگ داعش نمی‌روید؟ اهل بیت اهل بیت می‌گویند و... امام(ره) می‌گوید ملت ما در برابر حیله مقدس‌مآبان مقاومت کرد. مگر همه این حوادث برای ضربه زدن به اصول انقلاب نبود؟ اگر مردم نبودند، این توطئه‌ها به اصول نظام، ضربه می‌زد. خدای را سپاس که این ملت، استوار، به رسالتش عمل کرد و هیچ صحنه‌ای را ترک نکرد.

امام به ملت، ایمان داشت. بعضی از مسئولین ما، از امام تا امروز، به ملت ایمان ندارند. خودشان خسته هستند، خیال می‌کنند مردم خسته هستند. خودشان می‌ترسند خیال می‌کنند مردم می‌ترسند. به اطراف خود نگاه کنید، کنار لانه‌های گرگ، منزل گرفته‌اید. برخیزید که اینجا جای خواب نیست. اینها که می‌گویند دیگر جنگ تمام شده است، دیگر خطری نیست، همه با هم خوب و دوست و مهربان هستیم.

به ملت‌ها می‌گوید ما فریاد می‌کشیم که سریعاً قیام کنید که جهان ایمن از صیاد نیست! آمریکا و شوروی در کمین نشسته‌اند. آنها تا نابودی کامل شما، از شما دست برنخواهند داشت. این‌هایی که می‌گویند آقا بالاخره ما با آمریکا سوءتفاهمی بوده، برطرف می‌شود. سوءتفاهم نیست. آنها می‌دانند چرا با ما مخالف هستند؟ امام می‌دانست، چرا با اینها درگیر شد. سوءتفاهم کجا بوده است؟ امام با شاه، سوءتفاهم داشت؟ ما با صدام، سوءتفاهم داشتیم؟ با اسرائیل، سوءتفاهم داریم؟ می‌گوید که این بسیج جهانی، اگر بسیج جهانی مسلمین تشکیل شده بود، در تمام جهان، باید بسیج تشکیل بشود. جوانان انقلابی استشهادی مجاهد، در سراسر جهان، باید حلقه‌های جهادی تشکیل بدهند و نبرد جهانی مثل جنگ هشت ساله، یک جنگ جهانی، علیه ستم و استکبار و استبداد و صهیونیسم بکنند. این، حرف امام است. راستی، اگر بسیج جهانی مسلمین تشکیل شده بود آیا کسی جرئت این همه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوی رسول‌الله «صلی الله علیه و آله و سلم» داشت؟ امروز یکی از افتخارات بزرگ ما است که در برابر بزرگ‌ترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی آمریکا و اروپا در خلیج فارس، صف‌آرایی کرده‌ایم. تازه آن موقع که ما چیزی نداشتیم. چهارتا قایق موتوری بود این ها که چیزی نبود. آن موقع، امام می‌گوید افتخار بزرگ ما است، در برابر بزرگ‌ترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی آمریکا و اروپا در خلیج فارس، صف‌آرایی کرده‌ایم. اینجانب به نظام‌های آمریکایی و اروپایی اخطار می‌کنم که تا دیر نشده و در باتلاق مرگ، فرو نرفته‌اید، به آنها می‌گوید تا دیر نشده است و در باتلاق مرگ فرو نرفته‌اید، از خلیج فارس بیرون روید. یعنی ما حسابتان را می‌رسیم. همیشه، این‌گونه نیست که هواپیماهای مسافربری ما توسط ناوهای جنگی شما سرنگون بشود! - تهدید مستقیم می‌کند - که ممکن است فرزندان انقلاب، ناوهای جنگی شما را به قعر آب‌های خلیج فارس بفرستند. این سلاح‌ها، هیچ نبوده است. به دولت‌ها و حکومت‌های منطقه، خصوصاً عربستان، می‌گویم همه شما در ماجراجویی‌ها و جنایاتی که آمریکا می‌کند شریک جرم خواهید بود. ما تا به حال از اینکه همه منطقه در کام آتش و خون و بی‌ثباتی کامل غوطه‌ور نشود، دست به عملی نزده‌ایم و الا کل منطقه در خون و آتش بیفتد. ولی حرکات جنون‌آمیز آمریکا مطمئناً، حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناکی را بر همه تحمیل خواهد کرد. شما اطمینان داشته باشید که در این برگ جدید، بازنده‌اید. یعنی اگر وضعیت منطقه را بهم بریزیم در کل منطقه بازنده‌اید. خودتان و کشور و مردم مسلمان را، در برابر آمریکا، این‌قدر ذلیل و ناتوان نکنید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. بحمداله، از برکت انقلاب اسلامی ایران، دریچه‌های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است. می‌رود تا رعد و برق حوادث این انقلاب، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستکبران در سراسر جهان فرود آورد.

کارهایی که الآن داریم می‌بینیم و شروع شده است. این، چشم‌انداز امام بود، آن وضعیت نگاه ما به علم و تکنولوژی بود، آن، تاریخ تکنولوژی و صنایع دفاعی و نظامی بود، آن هم، روایات پیامبر و اهل بیت بود. این هم وضعیت امروز دنیاست. عرض کردم، تمام دنیا، دانشگاهی‌هایشان، چشم به شماها دارند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha